X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1385
نقد عکس آقای کامران جبرئیلی
نوشته شده توسط محسن موسوی زاده در ساعت 10:58 ق.ظ

 

نقد عکس 37 عکاس آقای کامران جبرئیلی (بدون  عنوان) صفحه دوم مجله دوربین عکاسی شماره 42

 

کادر عکس مستطیل افقی است و باتوجه به نسبت2 در3 آن ،آرامش بیشتری را ایجاد می کند.

سوژه (انسان)،ماشین و جاده در امتداد خط طلایی(یک سوم سمت راست) قرار دارند.

به دلیل نزدیک بودن دوربین به سطح زمین (درست وسط جاده) کشیدگی عمودی جاده کمتر نمایان شده است.اگر امتداد عمودی جاده به نقطه طلایی یک سوم بالای کادر می رسید،عکس به مراتب بهتر وقوی تر می گردید.باتوجه به نور منعکس شده از جاده ،مسیر بجا مانده از تایر خودرو و تاریک بودن اطراف جاده ، عکس یک لحظه بارانی شهرهای شمالی را (علا رغم تاریک بودن  وگویا نبودن عکس در چاپ) نشان می دهد.تنها جاده است که پیش روی ناظر گشوده می شود واو را پس از سفری بارانی در دل طبیعت،از سمت راست به خارج کادر و به بیکران همیشه جاری جاده می برد. جاده ای که می تواند جاده ی سرنوشت باشد.

در عکس تقابل سه عنصر انسان طبیعت و ماشین (مدرنیسم) بخوبی مشهود است. در اینجا مدرنیسم به انسان پشت کرده و اوراعلا رغم باران شدید،باری بدست و راهی دراز ،تنها گذاشته است.او شاید مادری است که  فرزندانش منتظرند تا او با دستی پر به خانه برگردد. شاید در راه مانده ای است و ره توشه بدست بدنبال سرنوشت خود می رود وشاید.... ولی هر چه هست نوع پوشش ، حرکت و آناتومی شکل گرفته از پوشش و استخوان بندی، نشان می دهد که انسان با وقاری است و خیلی مسن  یا خیلی جوان نیست. با اینکه خودرو عبوری سرنشینی کمی دارد، اورا جا گذاشته اند. وعلارغم این جاماندن، با توجه به زاویه عکس برداری و دور بودن خودرو هنوز شاهد تسلط تناقض آمیز بعضی انسانها به ماشین هستیم .گویی این ماشین که از او جا مانده نه او از ماشین و طبیعت با متانت و آرام ناظر این جریان است. با توجه به تنالیته های بسیارکم عکس، عکس از واقع گرایی (رئالیسم) به سوی سوررئال کشیده شده و حالت نمادین سوژه ها در عکس تقویت گردیده است. این خود به اجبار تا حد بیشتری پیوستگی عناصر تصویر را به سوی یک وحدت فیلسوفانه تقویت نموده است.

در مجموع اینگونه دید را در بسیاری از فیلمها ،از جمله فیلمهای چارلی چاپلین، در بعضی تابلوهای نقاشی و همچنین عکسها شاهد بوده ایم، لذا علا رغم دلچسب  بودن عکس، محتوی بصورت جدید و خلاقانه تری بیان نگردیده است. می توان راجع به یک عکس ضعیف هم ، نقدی قوی نوشت ولی خوب نقد کردن عکس به معنی خوب بودن عکس نیست و بدیهی است عکس آنهم وجود دارد، یعنی عزیزی عکس خوبی گرفته و ما نقد بدی در مورد آن می نویسیم.

گستردگی عرض خیابان در جلو ناظر که تمام خط افقی پایین کادر را در برگرفته است،لذا ناظر بناچار چه بخواهد و چه نخواهد،درون این جاده ی سرنوشت قرار گرفته است،گرچه او می تواند با خلاقیت و سر زندگی خود، سرنوشت بهتر برای خود رقم بزند. پس بیایید ،ماهم ره توشه برداریم و قدم در راه ناظر جام بگذاریم.

 

 

محسن موسوی زاده – مشهد